بلاگینگ | و هر چیزی که تا الان تجربه کردم

- درسفرِ زندگی
۷۷

چند ماه پیش – دقیقن بگم اول مهرماه – از کارِ کارمندیم اومدم بیرون و مشغولِ کاری شدم که دوستش دارم. کاری که کسی بالا سرم نیست و خودم تنها رئیس خودم هستم. کاری که دغدغه‌ی شخصی منه: بلاگینگ /blogging/

بلاگینگ یه جورایی یعنی رسانه‌ی خودت رو داشته باشی و از طریق اون، محتوایی که تولید می‌کنی رو در اختیار مخاطب‌هات قرار بدی. «وبلاگ‌نویسی» ترجمه‌ی مناسبی برای blogging نیست چون ۱) محتوای تولید شده محدود به «نوشتن» نمی‌شه و می‌تونه شامل عکس، ویدیو، موشن‌گرافی یا هرچی باشه (مثلن من علاوه بر نوشتن عکاسی هم می‌کنم و ویدیو هم می‌سازم) و ۲) رسانه‌ای که بلاگر برای انتشار محتوای تولید شده استفاده می‌کنه محدود به «وبلاگ» نمی‌شه و هر رسانه‌ی مبتنی بر اینترنت رو شامل می‌شه (مثلن من علاوه بر وبلاگِ سیزدهم‌دات‌کام از اینستاگرام و کانال تلگرام هم استفاده می‌کنم).

حالا می‌خوام بهتون گزارش بدم که تا الان چجور بوده و این تغییر در مسیر شغلیِ من چه تاثیری روی زندگیم داشته. می‌خوام از مزایا و معایبش براتون بگم و اینکه چی شد به اینجا رسیدم.

با چیِ بلاگینگ حال می‌کنم

بلاگینگ آزادترین شغل دنیاست. یعنی آزادم در مورد هر چیزی که دوست دارم بنویسم (البته تا جایی که به کسی برنخوره و فیلترم نکنن). به دغدغه‌ها و سوال‌های خودم می‌پردازم. هر وقت که دوست دارم تولید می‌کنم و در هر فرمتی که دوست دارم.

من با بلاگینگ می‌تونم تاثیرگذار باشم. می‌تونم در راستای اون جهان ایده‌آلی که در ذهن دارم بیشترین مشارکتِ ممکن رو داشته باشم، چونکه من در نوشتن و قصه‌گویی خوبم. عکس‌های خوبی می‌گیرم و کلن آدم کنجکاو و خوره‌ای هستم. ذهن پرسشگری دارم و کلن پرسش ایجاد کردن رو دوست دارم. معتقدم افزایش آگاهی بهترین روش برای تغییر وضعیت موجوده، پس با این رسانه‌ای که در اختیار دارم نتیجه‌ی پرسشگری‌ها، فضولی‌ها و کاوش‌های خودم رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم. هدف: زندگی بهتر. جهانی بهتر.

با چیِ بلاگینگ حال نمی‌کنم

همون‌طور که گفتم این سبک زندگی سرشار از آزادیه ولی گاهی همین آزادی اذیت‌کننده‌س. چون همیشه در معرض دوراهی‌ها یا چندراهی‌هایی قرار می‌گیرم که «خب حالا چیکار کنم؟». و خودم تنها کسی هستم که مسئول این انتخاب‌ها هستم. بعد از صبحانه باید انتخاب کنم که می‌خوام بنویسم؟ کتاب بخونم؟ تو تخت بمونم؟ تو اینستاگرام بچرخم؟ یا چی؟ و این شروع ماجراست چون در ادامه‌ی روز، هر لحظه، بعد از انجام هر کاری (حتی گاهی حین انجام کاری) باز هم دوراهی‌ها میان سراغم و ازم می‌خوان انتخاب کنم و تصمیم بگیرم. این تصمیم‌گیری‌ها بعد از مدتی خسته‌م می‌کنن و ازم انرژی زیادی می‌گیرن. باید حواسم باشه در این دام نیفتم و بهترین راه برای نجات از این قضیه اینه که هر شب، حدود ۱۵ دقیقه کنار بذارم و برای زمان و انرژی فردام تصمیم‌های لازم رو بگیرم. به این کار «برنامه‌ریزی» هم می‌گن.

یکی دیگه از معایب ماجرا اینه که این شغل هیچ گونه تضمین و اطمینان مالی نداره. مثلن من بعد از خرید بلیط‌های هواپیما برای جام جهانی روسیه تقریبن مفلس شدم که خوشبختانه میمون چی‌توز از راه رسید و یه حالی به حساب بانکیم داد. ولی کلن نمی‌شه با پول بلاگینگ برای آینده برنامه‌ریزی کرد. نمی‌تونی روی پس‌انداز حساب کنی. اگر این تنها شغلت باشه، تزلزل مالی همیشه باهاته. اگه می‌خوای با این شغل سر و سامون بگیری و خونه و ماشین بخری و این‌ها، متاسفم که ناامیدت می‌کنم، ولی نمی‌شه. بلاگینگ به درد کسانی مثل من می‌خوره که برنامه‌ای برای آینده ندارن و می‌خوان همین الان زندگی کنن. شاید اگر مثل متِ کوچ‌گرد روزی هشت ساعت کار کنید و کارتون بگیره و بزرگ بشید، که پنج شش سالی زمان لازم داره، بتونید بیشتر پول در بیارید و یه زندگی درست و حسابی ازش بسازید. در غیر این صورت همیشه از لحاظ مالی فقیر باقی می‌مونید ولی از لحاظ تجربه‌ی زیسته خیلی ثروت‌مند خواهید بود.

یک بلاگر چطوری درآمد کسب می‌کنه؟

راه‌های زیادی وجود داره ولی متداول‌ترین و مهم‌ترین راهش تبلیغاته. گاهی خود برندها میان سراغت و گاهی شما بیاد برید سراغشون. برای رفتن سراغشون باید یاد بگیرید پروپوزال‌های خلاقانه و پیشنهادهای قانع‌کننده بهشون ارائه بدین تا اسپانسر شما بشن و پروژه‌ها یا فعالیت‌های آتی شما رو تامین مالی کنن. مثل من که تصمیم دارم برای جام جهانی و هزینه‌های سفرم اسپانسر بگیرم. برنامه دارم که در مورد پروپوزال‌نویسی هم یک مطلب براتون بنویسم. بلاگ مثل یک مجله‌س. با این تفاوت که بلاگ توسط یک نفر اداره و اجرا میشه. مجله‌ها چطور کسب درآمد می‌کنن؟ خب بلاگ هم همون‌طوره.

وبلاگ سیزدهم‌دات‌کام

یک روش دیگه‌ برای کسب درآمد اینه که محتوایی که تولید می‌کنی رو به خواننده‌ها بفروشی. یعنی محتوای ویژه‌ای تولید کنی و در قالب یک کتابچه به خواننده‌ها بفروشی، که این در برنامه‌ی من نیست.

یک روش دیگه که من استفاده می‌کنم از طریق برگزاری ایونت‌های آموزشی سفره. دورهمی‌های سمینارطوری که توش روش‌های سفر ارزان، نکات امنیت در هیچ‌هایک، کسب درآمد در سفر، و بقیه‌ی چیزهایی که بلدم و قصه‌هایی که در جاده داشتم رو به صورت حضوری برای شرکت‌کننده‌ها ارائه می‌دم.

پوستر اطلاع‌رسانی دورهمی سیزدهم که توی کافه پرسه تهران برگزار شد. خیلی خوش گذشت.

راهش آسون بود؟ یک شبه به اینجا رسیدم؟ چند شبه؟ یا چی؟

۱) سه سال طول کشیده به اینجا رسیدن من. سه ساله که دارم توی اینستاگرام و یک ساله که دارم روی وبلاگم تولید محتوا می‌کنم. سه ساله که تقریبن هر روز می‌نویسم. خیلی از نوشته‌هام رو جایی منتشر نکردم، ولی هر روز می‌نویسم. هر روز در مورد یک چیزی، هر چیزی که توجهم رو به خودش جلب کنه: یک شیء، یک حس، یک آدم، یک خاطره، هرچی، می‌نویسم، حتی اگر شده یک پاراگراف کوچیک. ایجاد این روتین از مهم‌ترین پیش‌نیازهای بلاگر شدنه و اراده‌ی فولادی و تعهدی پلاتینی می‌خواد! من اینقدر نوشتم که الان هرچی که توی ذهنم باشه راحت می‌تونم براتون توضیح بدم، با همین ادبیات ساده‌ای که هر روز توی خونه و مدرسه و کوچه و خیابون ازش استفاده می‌کنیم.

۲) تنگ کردم و تایپ ده‌انگشتی یاد گرفتم. این قسمتش اراده‌ای سخت از جنس الماس می‌خواد، گفته باشم.

۳) در مورد عکاسی، تصمیم گرفتم برای داستان‌هایی که براتون تعریف می‌کنم عکس‌های بهتری بگیرم. در نتیجه یک دوربین عکاسی خریدم، برای خودم هدف گذاشتم، کلاس عکاسی رفتم، مطالعه کردم و عکس دیدم و دارم در این راه پیش می‌رم و بهتر و بهتر می‌شم. اخیرن هم دارم بیشتر روی ویدیو و یاد گرفتن نرم‌افزارهای ادیت ویدیو کار می‌کنم.

در هیچ کدوم از این داستان‌ها توقفی وجود نداره و sky is the limit و موجیم که آسودگی ما فیلان و بیسار.

چیزی که الان می‌بینید، یعنی این صفحه‌ی اینستاگرام، این کانال تلگرام و این وبلاگ، نتیجه‌ی سه سال تلاش و تولید محتوا در فضای مجازیه. هر کدوم از پست‌هایی که توی وبلاگ من می‌بینید به طور میانگین ۵ ساعتِ کاری زمان می‌بره. می‌تونم زمان کمتری بذارم و پست رو بدون صیقل و سمباده‌کشی پست کنم، ولی چون چیزی که دارم خلق می‌کنم رو دوست دارم، ترجیح می‌دم با کیفیت خوب ارائه‌ش بدم. در نتیجه ممکنه برای عکس اصلی یک مطلب دو ساعت با فتوشاپ ور برم.

روش راحت‌تری هم هست؟

آره. بهش می‌گن داف‌گرافی. مواد لازم برای این کار: یک دوربین dSLR، یک لنز با f1.4 (با f.18 هم کارتون راه میفته ولی خب پشت‌سر سوژه کمتر فلو می‌شه و در نتیجه لایک عکس‌هاتون اندکی کمتر می‌شه)، چندتا دختر خوشگل و خوش‌لباس، و چند کتاب شعر از گروس عبدالملکیان، یغما گلرویی یا نزار قبانی.

هر روز یک یا دوتا عکس از این دخترهای خوشگل پست کنید و زیرش یکی از شعرهای کتاب رو بنویسید و چندتا هشتگ محبوب رو بذارید زیرش. اگر با چندتا از «اینفلوئنسر»های داف‌گراف رفیق بشید و باهاشون برید بیرون و از هم عکس بگیرید، سرعت رشد شما بیشتر هم می‌شه و بعد از چند ماه می‌تونید به شاخص‌های کمی لازم (تعداد فالوور، تعداد لایک و میزان engagement) برسید تا بتونید با برندها همکاری کنید و از این راه درآمد کسب کنید. برای بیشتر برندها محتوایی که تولید می‌کنید زیاد مهم نیست، اون‌ها فقط عددها رو می‌بینن.

ولی من با داف‌گرافی و قشنگ‌گرافی به اینجا نرسیدم. اگر این راه رو انتخاب می‌کردم الان تعداد فالوورها و تعداد لایک‌هایی که می‌گرفتم خیلی از اینی که هست بیشتر بود.

مشکل من با داف‌گرافی اینه که زیبایی سوژه رو به زیبایی ظاهری تقلیل می‌ده و زیبایی این عکس‌ها یک زیبایی سطحی، زودگذر، و درک‌نشده‌س. مخاطب عکس رو می‌بینه، از لحاظ بصری یک حظ آنی بهش دست می‌ده، لایک می‌کنه و سر می‌خوره به سمت پست بعدی. تمام. بعد از چند ثانیه اسکرول، اون عکس و اون پست دیگه وجود ندارن. یک لایک می‌گیره و می‌ره توی انباری سرد و تاریک حافظه‌ی اینترنت و دیگه کسی سراغشون رو نمی‌گیره. چرا؟ چون مخاطب روی اون پست مکث نمی‌کنه، اندیشه نمی‌کنه و به تشریح آگاهانه‌ی اون پست نمی‌پردازه. در واقع اون پست مخاطب رو به انجام این کارها ترغیب نمی‌کنه. درگیرشون نمی‌کنه. و در نتیجه مثل یک کالای مصرفی، زود مصرف می‌شه و انداخته می‌شه دور.

ولی کسانی هم هستن مثل خود من که ترجیح می‌دن محتوایی که تولید می‌کنن (در ذهن مخاطب) طول عمر بیشتری داشته باشه. مخاطب روش مکث کنه و از خودش سوال بپرسه. به چیزی شک کنه یا در مورد موضوعی برانگیخته یا آشفته بشه. وقتی مخاطب من رو توی خیابون می‌بینه و می‌گه «بعد از خوندن پست‌های توی آدم دوست داره فکر کنه و بیشتر بخونه»، این برای من کافیه و نیرو محرکه‌ای معادل ششصد اسب بخاره.

ولی پرواضحه که مخاطب این جور پست‌ها پرسشگرتر و سخت‌گیرتره و تعدادشون در شبکه‌های مجازی کمتره. در نتیجه پست‌هات لایک کمتری می‌خوره و زمان و تلاش بیشتری لازمه تا به جایگاهی برسی که استانداردهای کمی لازم (اعداد پیج اینستاگرامت) برای «اینفلوئنسر» شدن و کسب درآمد از این راه رو کسب کنی.

پس اگه می‌خوای اینفلوئنسر بشی یکی از اولین سوال‌هایی که باید از خودت بپرسی اینه که می‌خوای چه نوع محتوایی با چه طول عمری تولید کنی؟ محتوایی سطحی و مصرفی ولی «قشنگ» و «لایک‌خور» یا محتوایی که دغدغه‌ی واقعی خودته، سوال ایجاد می‌کنه، برمی‌انگیزه، برآمده از دله، تولیدش زمان و انرژی بیشتری لازم داره، ماندگاره، ولی مخاطبش کمتر و سخت‌گیرتره و لایک‌هایی که دریافت می‌کنی کمتره؟

البته یک روش سوم هم هست و اون اینه که مخاطب‌هات رو بخندونی که به نظرم از والاترین و ارزشمندترینِ محتواهاست و اگر استعدادشو داری واقعن بهت تبریک می‌کنم و به نظرم از همین الان شروع کن. اگه کارت واقعن خوب باشه خیلی زود پیدات می‌کنن.

درباره نویسنده

ارشاد نیک‌خواه
قبلن خیلی سفر می‌کردم. الان بیشتر بازی می‌کنم. یه جایی کنار تلاقیِ هنر، علم و فلسفه‌.

نظر شما

  1. ایول داری ارشاد
    یکی بابت جسارت این که تونستی پشت کنی به کار کارمندی
    و دوم بابت این که همه کامنت ا رو جواب میدی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      دمت گرم یوسف جان.
      به کاری که دارم می‌کنم علاقه دارم و در نتیجه مسیری که دارم می‌رم خیلی صعب‌العبور نیست.
      مرسی که برام نوشتی.

  2. سلام ارشااد.. یک دنیا خوشحالم که باهات آشنا شدم… وقتی نوشته هاتو میخونم از شدت هیجااان اینکه این همه راه درست وجود داره برای تاثیر مثبت ایجاد کردن اصلا تپش قلب میگییرررم :)) کلا دیدم به زندگی خیلی تک بعدی بود… حالا فکر تغییر تو سرمه.. اینکه میتونم خییلی مفیدتر باشم… و یه بخش بزرگیش بخاطر توئه… مرسییی که انقد خوووبیییی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      اگه بدونی چقدر حالم رو خوب کرد و بهم انرژی داد این حرف‌های قشنگت ای آدم قشنگ.

  3. ارشاد کارت عالی ه و عاشق این صداقتت هستم. مرسی که محتوای خوب برای وب فارسی تولید می کنی و از همه مهمتر علاوه بر شبکه های اجتماعی می ذاری تا به وب عمیق نرن

  4. سلام ارشاد.واقعا دمت گرم با این سبک زندگی جالب و هیجان انگیزی که داری و مرسی که منو باهاش اشنا کردی
    امیدوارم هر روز پر انرژی تر از دیروز به سفرات و کارای باحالت ادامه بدی…مطمئن باش یه روزی میشم همسفرت(البته اگه دوست داشته باشی.من که خیلی دوست دارم)…
    مرسی که انقدر خوبی و به یه عالمه ادم انرژی میدی♥♥♥♥♥

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام صدف. خیلی ممنونم برای این همه انگیزه که بهم دادی. تو هم به سفر و کنجکاوی‌هات ادامه بده. مطمئنم یه روزی یه جایی همسفر می‌شیم.

  5. خب از اینجا بگم ک خیلی خفنی و در کنارش خیلی ارزشمند و قابل احترام. ب شخصه چیزای زیادی ازت یادگرفتم. ی جورایی همکاریم با این تفاوت ک من برای دیگران مینویسمو برای خودم پیجی ندارم و نوشته هام ب اسم کسایی ک ازشون پول میگیرم درج میشن. گاهی ک کسل میشم و خسته ب پیج تو سر میزنم. تو اینستا چیزی نمونده ک زیر دوبار خونده باشم اما اینجا هنوز چیزای جدیدی برای خوندن دارم. چندروز پیش یه استوری گذاشتی برای اقلیت ها . اونجا بود ک برای اولین بار خواستیم جز خودمون با یکی روبرو شیم اونم تو بودی. ما دو نفریم که یکیمون ترنسکشواله و به خاطر این موضوع معمولا نمیتونیم با کسی همسفر شیم دوتایی سفر میکنیم و معمولا هیچهایکای موفقی هم نداریم اونم ب خاطر شرایط خاص دوستمو سوالات احتمالی راننده های عزیز. خلاصه ک تو عمرمون ی بار خواستیم تو سرمونم که شده با یکی جز خودمون همسفر شیمو گشت بزنیم که فهمیدم دوست برادرمی و امکانش به کل از بین رفت! بازم ممنون بابت نوشته هات. استوار باشی ارشاد جان.

  6. خدا سال بود وبلاگ نخونده بودم ، دیگه چه برسه که کامنت بدم . از اینستا اومدم وبلاگت و دارم مطالبو میخونم، خیلی پست ها خوب و کاربردی هستن ،طراحی سایتت هم خیلی خوبه ?? کلا گل های گلی، روسیه خوش بگذره.

  7. سلام و درود

    حال کردم باهات 😉

  8. آخ که ارشاد عزیز من هزاران سوال ازت دارم کاش یک بخش چت تو یک جایی راه مینداختی
    بنظرم برو تور لیدر شو این هم درآمدش خوبه من خودمم خیلی دوست داشتم تور لیدر شم
    و از اونجایی که خیلی زبان میخونم و عاشق مسافرتم دوست داشتم برم تو تور های اروپا ولی افسوس که لیسانس میخواد تور لیدر شدن? و من هنوز ۷۰ واحد پاس کردم
    آگه راهی برای تور لیدری بدون لیسانس پیدا کردی بهم بگو ممنونت میشم
    (من در حال حاضر ۸ تا زبان رو دارم با هم میخونم تو همشونم تقریبا پیشرفت خوبی داشتم البته از صبح تا شب کاملا درگیرم دیگه)
    و یک سوال اگه مورد یک و دو متنتو ترکیب کنیم چطوری میشه
    و اگه کلا به انگلیسی پست بذاریم??
    آیا این دو پادشاه با هم در یک اقلیم میگنجد؟! یعنی هم از افکار بگی هم عکس دختر خوشگل بذاری
    سوال دیگه اینکه میشه از تو ایران اسپانسر خارجی جذب کرد و دلار درآورد با پست گذاشتن به زبون های دیگه یا خیر
    مرسی ارشاد عزیز ببخشید که طولانی شد

  9. سمباده کشیت و جذابیت متن که از صداقتت هست عالیه. دنبالت می کنم و تحسین بابت کار ارزشمند.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *