راهنمای سفر به جزیره‌ی مارو، لاوان و هندورابی

این یک سفرنامه‌ی تصویریه از یک ماجراجویی ۱۰ روزه که به ترتیب از جزایر مارو، لاوان، هندورابی، هنگام، هرمز و لارک گذشت؛ و خاطراتی به‌یادماندنی و تصاویری بی‌نظیر رو در ذهنم به جای گذاشت.

همه‌ی این ماجراها نیمه‌ی اول بهمن ۱۳۹۶ اتفاق افتاد و احتمالن تا الان کلی چیزها، از جمله قیمت‌ها و شاید قوانین عوض شده باشه.

این سفرنامه رو پارسال مهران (@mehranmaghzi) نوشت و من امسال ویراستاری و نهاییش کردم.

برای اینکه پستش کنیم یا نکنیم هم کلی بحث کردیم، چون این خطر وجود داره که این جزایر از بکری در بیاد و سواحل قشنگش پر از زباله‌های مسافرهای احمق و خودخواه بشه. ولی متوجه شدیم که همین الانش هم تورهای متعددی به این جزایر داره برگزار میشه و گسیلِ مسافر به این جزایر شروع شده. پس تصمیم گرفتیم این مطلب رو منتشر کنیم تا آگاهانه به این جزایر سفر کنیم. و معتقدیم که حرف زدن در موردش بهتر از سکوت کردنه.

و شیرم رو حلالت نمی‌کنم اگه با خوندنش بری به این جزایر بی‌گناه و زیبا،‌ و پسماندی از خودت به جا بذاری، یا اینکه بین محلی‌ها تصویری از «کوله‌گرد» به جا بذاری که دیگه مسافرها رو راه ندن.

 

جزیره‌ی مارو (شیدور)

مارو یه جزیره رویایی‌ خالی از سکنه‌س که من رو یاد فیلم های خفن ادونچری هالیوودی می‌ندازه. رنگ شن‌های ساحل، و تمیزی آب اونجا باعث میشه دلت بخواد کلا خونه زندگیت رو رها کنی و بری تا آخر عمرت اونجا کمپ کنی و حالاحالاها هم برنگردی.

تو اینترنت خونده بودم که بخاطر مارهای زیادی که اونجا وجود داره اسمش رو گذاشتن «مارو» ولی ما هرچه گشتیم بجز دوتا گربه هیچ جنبده‌ی دیگه‌ای ندیدیم. تازه اون‌ها رو هم به این جزیره تبعید شده بودن که تنبیه بشن، شاید به این امید که روزی آدم بشن!!! در مورد مارها از محلی‌ها پرسیدیم، گفتن تابستونا مار داره و زمستون خبری ازشون نیست.

جزیره‌ی مارو
جزیره‌ی مارو

 

امیر (@amirspix) همراه با دوستش یاسمن هم به تیم ما پیوستن و این عکس خفن رو ازمون گرفت.

 

چجوری رفتیم مارو

از شیراز به جم، و بعد به بندر سیراف، بعدش به سمت بندرمقام هیچ‌هایک کردیم. همه‌ی این سفر هیچ‌هایکی حدود ۸ ساعت طول کشید. ما چهار نفر بودیم و در این مسیر ۴ ماشین عوض کردیم. البته که هیچ‌هایک و مدت زمانش خیلی به شانس و اقبال و تعداد مسافرها بستگی داره که قبلن در مودرش اینجا صحبت شده.

جاده‌ی پارسیان به بندرمقام یک جاده‌ی فرعی‌ـه و خیلی قشنگه. هیچهایک کردن تو این مسیر یکم سختره و باید صبور باشی.

از بندر مقام هم باید قایق خصوصی کرایه کنی که قیمت روزانه و شبانه‌ش متفاوته و هر کدوم از ناخداها هم یه قیمتی پیشنهاد میدن. ما رفت و برگشتش حدود صد و هفتاد تومن دادیم که خب، قطعن الان باید بیشتر شده باشه.

نکته ای که هست جزیره مارو کاملا بکر و دست نخوردس پس خبری از سوپر مارکت نیس و مجبوری تمام چیزهای رو که برای کمپ نیاز داری از بندرمقام تهیه کنی. حتی باید هیزم از بندرمقام ببری چون اونجا هیزم پیدا نمیشه.

می‌تونید قبل از حرکت هیزم و نفت رو از ناخدا بخرید.

در مورد برنامه‌ریزی برای سفر به این جزیره پیشنهاد می‌کنم حداقل یک طلوع و غروب جزیره رو ببینی. ما شب رسیدیم جزیره‌ی مارو و تونستیم فیتوپلانکتون‌های توی آب رو هم ببینیم. اما خیلی دوست داشتم که یک شب بیشتر کمپ می‌کردیم و زمان بیشتری از آرامش این جزیره استفاده می‌بردیم. البته یادتون نره که سایه پدیده‌ی کمیابی توی این جزیره‌س پس خودتون رو برای هم‌نشینی‌های طولانی با آفتاب آماده کنید.

 

جزیره‌ی لاوان

دومین جزیره‌ای که رفتیم لاوان بود. لاوان یک جزیره‌ی نفتیه که خیلی به جزیره‌ی مارو نزدیکه و راه دسترسیش هم از همون بندرمقامه. پیشنهادی می‌کنم قبل از اینکه به بندرمقام برگردی با همون قایق و ناخدایی که اومدی، به لاوان بری، چون این دوتا جزیره خیلی بهم نزدیکن. یعنی می‌تونی با هزینه‌ی بیشتر دوتا جزیره رو ببینی ولی حتما قبلش با ناخدا صبحت کن که مکان‌های دیدنی لاوان (مثل روستای گرت) رو بهتون نشون بده.

ذخایر نفتی روی سطح آب نزدیک جزیرۀ لاوان (مجتمع پالایشی لاوان) خیلی جذابه.
ذخایر نفتی روی سطح آب نزدیک جزیرۀ لاوان (مجتمع پالایشی لاوان) خیلی جذابه.

 

جزیره‌ی هندورابی

سومین جزیره‌مون هندورابی بود. هندورابی از اون جزایر خفنی بود که قبل سفرم هیچ چیز بدرد بخوری تو اینترنت راجبش پیدا نکرده بودم. فقط میدونستم که هندورابی زیر نظر جزیره کیشه. برام عجیب بود که چرا هیچ اطلاعاتی راجع بهش وجود نداره.

از بندرمقام به بندرچیرویه حرکت کردیم… هوا به سمت تاریکی میرفت و تو جاده هرازگاهی یه ماشین حرکت می‌کرد که هیچ کدوم تا بندر چیرویه نمیرفتن و فقط چند کیلومتری جابجامون می‌کردن. وانتی‌ها می‌گفتن هفتاد تومن می‌گیریم می‌بریمتون. برای ما قیمت بالایی بود، در نتیجه پیاده راه افتادیم به سمت مقصد به امید اینکه هیچ‌هایک کنیم.

بعد از حدود دو ساعت پیاده‌روی و انتظار، دیگه خسته شدیم. یک وانت توقف کرد و گفت با چهل تومن ما رو می‌بره تا چیرویه. ما هم خوشحال و خندون سریع پریدیم پشت وانت تا اینکه یهو وسط راه زد رو ترمز و گفت من فک می‌کردم چیرویه همین بغله ولی این که خیلی دوره، من نمی‌برمتون و چهل تومن خیلی کمه. می‌خواست ما رو پیاده کنه ولی با شصت تومن راضیش کردیم که وسط بیابون سرگردون نشیم.

خلاصه هرجوری بود رسیدیم بندرچیرویه و خوشحال از اینکه هوا خوبه و داریم میریم جزیره‌ای بکر که خیلی‌ها نتونستن روش پا بذارن. ذوق و شوقی داشتیم که نگو و نپرس. همین که رسیدیم به بندر تازه فهمیدیم دلیل اینکه هیچ کسی به این جزیره نرفته چیه و داستان از چه قراره.

در سفرنامه‌هایی که در مورد این جزیره خوندم، نوشته بودن که مامورهای حفاظتی برای ورود به جزیره کارت گردشگری و مجوز میخواستن یا اینکه مسافرها دو روز در بندر چیرویه موندن تا بهشون اجازه ورود بدن و اخر سر هم موفق نشدن. به ما هم گفتن که نمیشه رفت و مجوز می‌خواد. ولی با پرس‌وجو متوجه شدیم که میشه. با ناخدامون رفتیم پاسگاه و کارت ملی‌هامون رو بهشون تحویل دادیم و بعد از جواب دادن به چندتا سوال بهمون اجازه ورود دادند. اما از ما بازجویی کردن و پرسیدن که «نسبت‌هاتون چیه؟ زن و شوهرید؟» ماهم که هیچ نسبت خاصی نداشتیم و نمیخواستیم دروغ بگیم خیلی صادقانه گفتیم فقط باهمدیگه همسفریم و داریم ایرانگردی می‌کنیم و قبل از اینجا جزیره مارو و لاوان رو دیدیم و الان می‌خوایم هندورابی رو ببینیم.

توصیه‌ی من به شما در مورد گرفتن مجوز ورود به هندورابی:

حس کردم این که به ما اجازه‌ی ورود دادن خیلی به تیپ و لباس‌های ما هم مربوط می‌شد. بهتون توصیه می‌کنم لباس توچشم نپوشید، هیچ نوع نوشیدنی یا دراگ با خودتون نداشته باشید (چون وسایلتون رو می‌گردن) و اینکه کلن خودتون رو آدم ورزشکار، کوهنورد و اهل سفر معرفی کنید که در مورد جاذبه‌های کشورتون کنجکاو هستید.

ما با هدف دو شب کمپ کردن رفتیم و همونجا هم به پاسگاه گفتیم که دو شب می‌خوایم بمونیم و اونا هم با دو شب موافقت کردن اما…

جزیره‌ی هندورابی
جزیره‌ی هندورابی
جایی که کمپ کردیم خیلی قشنگ بود.

شب از سپاه اومدن بالا سرمون و گفتن که یک شب بیشتر اجازه‌ی موندن ندارید.

گفتیم چراااا؟

گفتن اینجا زیر نظر جزیره کیشه و قرار توریستی بشه به همین دلیل از تهران (یهویی ساعت یازده شب!) نامه زدن که فردا می‌خوان بازدید کنند و شما هم باید اینجا رو تخلیه کنید!

ماهم قاطی کردیم دیگه بعد از این همه سختی که کشیدیم تا برسیم هندورابی و اون همه سوال و جواب الان زدن زیر قولشون و میگن یه شب فقط می‌تونید بمونید برای همین ما هم با قاطعیت گفتیم ما که نمیریم. همینه که هست. خوشمون اومده و حالاحالاها می‌خوایم اینجا بمونیم. خودشون اگه می‌تونند که بیان ما رو برگردونند وگرنه ما که داره بهمون خوش می‌گذره.

اونا هم نامردی نکردن و ظهرِ فردای همون شب هرطوری بود ما رو برگردوندن بندر چیرویه و برای هزینه قایق هم دویست هزار تومن ازمون پول گرفتن!

 

چندتا نکته برای کمپ تو جزیره هندورابی

اول اینکه اونجا هیزم برام آتیش درست کردن هست پس نیازی نیس از چیرویه با خودت هیزم ببری ولی باید خوراکی و آب معدنی و اینجور چیزا رو از قبلش خریده باشی.

دوم اینکه قسمت های از جزیره که میتونی کمپ کنی یخورده شیب داره برا همین باید بگردی یه تیکه چوب بزرگ پیدا کنی و با اون جایی رو که میخوایی چادر بزنی صاف کنی تا شب تو چارت یهو چپ نکنی. که این تیکه چوب بزرگ رو تو اکثر جاهایی که اجازه کمپ کردن داری میتونی پیدا کنی.

اگه موفق نشدی مخ مامورهای چیرویه رو بزنی و مجوز ورود به هندورابی رو نگرفتی، باز هم چیزی رو از دست ندادی و قرار نیست ناراحت بشی و زانوی غم بغل کنی چون بندرچیرویه اونقدر قشنگ و جذابه که به جرات میتونم بگم دسته کمی از جزیره‌ی مارو نداره و میتونی هرچقدر که خواستی تو همون سواحل بکر و دست نخورده چیرویه کمپ کنی و لذتش رو ببری.

ساحل خلوت و بکر بندر چیرویه

 

قسمت دوم این سفرنامه، یعنی سفر به هنگام،‌ هرمز و لارک رو فردا پسفردا منتشر می‌کنیم. سوالی چیزی داشتین به اینستاگرام مهران (@mehranmaghzi) پیام بدین. خیلی زودتر از من جوابتون رو می‌ده.

نظر شما

  1. ارشاد جان امکانش هست فونت این دو تا پست رو عوض کنی؟ اصلا قابل خوندن نیست. فونتی که توضیحات زیر عکس رو نوشتی خیلی خواناست.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. الان درستش کردم. خوشحال میشم دوباره نظرت رو بدونم.

  2. میگم ارشاد ناموسا چرا سایتت فیلتره؟!

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *